بهار 1402 ... - تاریخ: 1402/1/6 ساعت: 20:06
سال نو هم از راه رسید ...سالی که هرچند عیدش حتی کمتر از پارسال بوی عید میده اما بهار همچنان توش بهاره و زیباست ... و این یعنی زندگی و زمانه روی ریتم خودش و فارغ از ما در یه جریان بزرگتر در حال حرکته ...و زندگی بالاترین ماجرای اینجاست که از هر قصه و نیرو و ماجرایی قدرتمندتره ... پس در سال جدید آرزو م...
شبیه تلخِ آرزوهایی که بی تو رفته به باد ... - تاریخ: 1401/12/7 ساعت: 17:33
چند صباحی از سال 1401 باقی مونده ... چند صباحی تا یه سالِ دیگه از نو ... تمام عمر همینطور میگذره ... به چشم بر هم زدنی ... اونقدر سریع که گاهی حتی یادت میره گذران عمر یعنی چی چه برسه به اینکه احساسش کنی ... زندگی بیش از اونچه که می گفتند شبیه قصه بود ... قصه ی درهم و برهمِ حضورِ موجودات و آدمهایی که...
اگه آدما به هم باختنت ... - تاریخ: 1401/12/7 ساعت: 17:33
بی بی روانشادم یه جمله ی خیلی قشنگ داشت که من اون موقع ها که بچه بودم خیلی درست نمی فهمیدمش ... شاید چون همیشه وقت بهونه گیری های زیاده خواهانه ی ما این جمله ی نغز رو بیان میکرد: " اسراف حرامه مادر" ...اسراف یعنی استفاده ی مضاعف یا نابجا از چیزی یا منبعی که منجر به اتلاف اون چیز میشه ...بعدها من بی ...
زمستون ... - تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 21:21
زمستون هم از راه رسید ... یه تابستون و یه پاییز اینجا نبودم ... ولی توی این دو فصل خیلی اتفاقها افتاد که شاید باید می افتاد و شاید هم نه ...هرچند یه قضیه هست که میگه فقط چیزی رخ میده که واجبه رخ بده.پس لابد هرآنچه رخ داده باید رخ می داده ...بهرحال امیدوارم در نهایت هر اتفاقی در جهت یک سلسله ی خیر و ...
ليلي را از ديده ي مجنون نگر ... - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 6:05
ميگن ليلي خيلي زشت رو بوده ... ولي مجنون عاشقانه دوستش داشته ... اين يكي از اسطوره هاي عاشقانه ي ادبيات ماست ... اما اين اسطوره ي عاشقانه، يه معنا در درون خودش داره براي اهلش ... و اون اينكه عاشق، كسي نيست كه زيبايي هاي تو رو مي بينه و پرستش مي كنه ... بلكه عاشق كسيه كه زشتي ها و معايب تو رو در كنار...
کلیات و جزییات ... - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 6:05
آموختنی ها و روابط یه شباهت هایی با هم دارند ... البته که رابطه هم یه جور آموزه ست که باید فرا بگیریم ...هردو شامل کلیات و جزییات هستند ...کلیات چارچوب اصلی کار و به اصطلاح قاب قضیه ست.جزییات بخش سازنده و محتوایی درون اون قابه.وقتی میخوای چیزی رو برای کسی در ابتدا توضیح بدی باید اول تصویر کلی ش رو ب...
تا كجاي جنون ... - تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 6:05
ديروز وقتي داشتيم توي كمربندي مي رفتيم با صحنه اي مواجه شديم كه جايي براي هيچ حرفي باقي نمي گذاشت... مردي سوار بر موتور ... در حال فريادهاي منقطع و گاه به گاه و دستِ رو به آسمون بلند ... مردي اونقدر فارغ از دنيا كه هيچ اهميتي براش نداشت كه كجاي اين زمان و مكان داره مويه مي كنه ... پيش چشم چند آدم يا...
روزهاي قرنطينه .... - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:28
اين روزهاي خوب، روزهاي قرنطينه و خونه نشيني، روزهاي آرام و بي هياهو و بي عجله و كم شتاب، روزهاي لخت و سنگين و خواب آلود، يه برش كوتاه دور از روزهاي كودكيه ... روزهايي كه گذشت زمان يه سير تكراري داشت و
قصه هاي در گذار ... - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:28
" من يه مديرم، يه مدير ارشد. يه آدم بالادست. در جايگاه من، اخلاقيات معنا نداره. من بر حسب شرايط بازي مي كنم ."#ديالوگ فيلم طلوعxa0مركوري _xa0Mercury Risingxa0با شنيدن اين ديالوگ، انگار هزار در همزمان به روي
هميشه لحظه ي آخر، خدا نزديكتر ميشه ... - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:28
پس فايده ي دوست داشتن چيه اگه قرار باشه توي پستوي دلهامون قايمش كنيم؟دوست داشتن وقتي قشنگه كه از گرماش، ته ته هاي يه دل گرم و اميدوار بشه ... كه حس خوبش، تكيه گاه سخت ترين لحظه هاي يه آدم باشه ... همو
اردي بهشت ... - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:28
صبح كه از خواب بيدار ميشم و توي هواي گرگ و ميش ميرم توي حياط خونه، اينقدر بوي گل و بهار و شكوفه توي فضا پخشه كه عجييييب خاطره ي بهشت برام زنده ميشه ...xa0و چقدر اسم اين ماه به حق و درست انتخاب شده چون ز
به صدق كوش كه راستي زايد از نفست ... - تاریخ: 1399/2/18 ساعت: 11:28
نگفتن حقيقت در زمان درست و به شكلي كه واقعا هست - نه بطور گزينشي و در زمان نابجا - شكل زننده تري از دروغه ...و دروغ به گمان من، اولين و مهمترين خط قرمز هر ارتباطي هست ...xa0چون اعتماد، كه شالوده بناي مح
واقعا دیگه بس نیست؟ ... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
صبح پشت پنجره یه مقدار خرده نون ریختم برای کبوترا ...خودشون میدونند کارمندا چه ساعتی میرن خونه، منتظر می مونند تا خلوت بشه بعد میان ... الان انگار داره روی تیغه ی پشت پنجره بارون میزنه ... یه عالم کبو
روزی .... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
روزی من از این جهان خواهم رفتو جای خالی امهمچون گردابی عظیمxa0تمام عاشقانه ها راxa0ناگفته در خود خواهد کشید ...xa0و قلب تو قبل از تو خواهد دانستکه این سرمای بی جهتxa0از کدام دریچهاینچنین بی هوا رخنه کرده استروزی من از این جهان خواهم رفتxa0و عشق من در قاموسِ هستی افسانه خواهد شد ...xa0گستره ای دور از...
زهی مراتب خوابی ... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
این روزها همه چیز بر پایه ی تلاطم و ناپایداریه ...xa0جالب اینجاست که من توی این تلاطم حس بهتری دارم ...xa0همونطور که طوفان برام آرامبخش تره و مرکزیت وجودم در لحظات طوفانی به آرامش نزدیک تر میشه ...xa0چون هر
وقت تنگ است و زمان کوتاه ... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
زندگی با همه ی فراز و نشیبهاش در جریانه ...xa0کمی بیش از یکxa0سال دیگه نسل ما، وارد قرن چهاردهم میشه ...xa0به این ترتیب اونهایی که تا اونموقع دوام بیارن و زنده بمونند، سالهایی از دو قرن و دو هزاره رو به چشم
چشم در چشم بهار ... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
پيازهاي نرگس، اواسط پاييزxa0جوونه ميزنند و اواخر پاييز تا اوايل زمستون يواش يواش گل ميدن و نيمه هاي زمستون عطر و بو و زيبايي بي نظيرشون، يه بهشت زيبا توي قلبِ زمستون ميسازه.اواخر زمستون با شكستن يخ هوا،
وقتي جهان درگير يك تجربه است ... - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
باxa0تمام دوستان دوردستي كه به نوعي بيش از بقيه درگير ماجراي كرونا بودند، حرف كه مي زديم، به اين نتيجه رسيديم كه در مقابل يه موضوع مشابه، رفتار همه ي آدمهاي دنيا تقريبا يه سمت و سو به خودش مي گيره ... ه
بهارانه 99 - تاریخ: 1399/1/8 ساعت: 19:16
شايد قابل درك نباشه اگر بگم من جهان رو بيش از اينكه در ثبات بپسندم، در تلاطم مي پسندم ...xa0نه اينكه من دوست داشته باشم فرصتهاي شادي و آرامش از زندگي ها سلب بشه ... نه ابدا ... اما شديدا دوست دارم كه سا
هنوز توو این سینه ی خسته / یه قلب هجده ساله دارم ... - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 14:41
دنیا چرخ می خوره و چرخ می خوره و در نهایت یه چیزایی رو می بره و بی هوا و عاشقانه به دست کسانی میرسونه که شاید دیگه همه ی درهای دنیاxa0رو به روی خودشون بسته می بینند ...xa0اینجور هدیه های بی هوا، چیزیxa0شبیه