توی این چند روز اخیر که با دوست دلنشین قدیمی و سایر دوستان دیدارهامون تازه شد، اتفاقات خوب و قشنگی افتاد که زیباترینشون به جرات می تونم بگم 1 1 نرگس بود ... به سختی میشه توصیف کرد که این دختر چقدر شیرین بود ... زیبا، باهوش، با یه نگاه عمیق و کاوشگر و پر از تماشا ...
هشت ساله بود و پر از اشتیاق برای درس ... نمی تونم بگم مجموعه احساسات بی کلامی که از این دختر دریافت کردم چقدر کامل و وزین بود فقط می تونم بگم عمیقا نسبت بهش احساس عشق کردم ... یه عشق عظیم و دل آرام ...
امیدوارم که بتونیم سهمی در شادی این چشمهای درخشان داشته باشیم ...
برچسب:
نویسنده: ساناز طاهری