خرید بک لینک

درد و رنج ...

اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتر

رنج در تمامی اجزاء جهان یه قصه نهادینه ست ... گویا که بودن وجه دیگری از رنج بردنه ...

اما شاید راهی هست که بهشت ساکن و مقیم در مرکزیت درون هر موجود زنده ای، هر بودی، هر باشنده ای رو دسترس پذیر کنه ... راهی که به گمان من اسمش پذیرش هست ... یا همون تسلیم و رضا ... شاید برای همینه که آخرین مرحله ی عرفان و شناخت، همین تسلیم و رضاست ... رسیدن به بهشتی که در درون هر موجودی از ابتدا هست و آنچه که رسیدن بهش رو میسر می کنه، قدرت تماشا و پذیرش تمام چیزهایی هست که در مسیر بودن و دست و پا زدن های ما رقم می خوره ... و این با تلاش برای زندگی منافاتی نداره ... اما هنر عظیمی هست که بتونی همزمان هر دو رو کنار هم نگه داری و به اون مرحله ای که حال بهشتی گونه هست، برسی ...

رنج زمانی حادث میشه که آنچه پیش میاد با خواسته ی ما در مغایرت باشه .... انسان زمانی از رنج رها میشه که هرآنچه پیش میاد رو بتونه همونطوری که هست بپذیره و در خودش هضم کنه ...

و البته که این کار بسیار بسیار سختی هست ...

______________________________________________________________________________

این روزها خیلی خیلی پر از تنش هست ... همه چیز در اطراف من برای خودم و دایره ی آدمهای اطرافم در خونه و محل کار پر از ماجراهای پر تنش هست و من هرچند در تماشا، اما از این تنش ها بی نصیب نیستم ...

شاید میانسالی، جایی میانه ی میدان هیجان و امید و آرزوها و شادی کودکانه و از طرفی اندوه آستانه ی ورود به افول رو به اتمام هست ... جایی در قله که یه طرفش کودکی و اشتیاق بالا رفتن از قله هاست، و یه طرفش آسودگی سراشیب و توأمان دلتنگی پایین اومدن از قله ها ...

______________________________________________________________________________

خدایا چنان کن که انجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار ....

حرفهای همیشه

Clicky

Clicky

B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی