خرید بک لینک

بهارانه 404

اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتر

شروع امسال برای من به شکل عجیبی بود ... شاید تنها سالی که اسفند سال قبلش، حالم خوب نبود و به شدت درگیر و خسته و فکر پریشون بودم ...

و نوروزش هم به شدت درگیر و غمگین ... حتی غمگین تر از سالی که مادربزرگ و دخترخاله م رو با هم از دست دادم ...

دلیلش هم تعارض های احمقانه ی سر کار بود با آدمهایی که از بزرگ شدن بویی نبردند اصلا و فقط عدد سن شون بالا رفته ...

نمی فهمم چرا آدمها اینقدر خودشون رو خرج جنگ های کوچیک و حقیر می کنند ... و چرا آدمهایی مثل من که حالمون اینقدر با اینها بده، اونقدر کنارشون و در معرض اینطور آدمها می مونیم که احوالمون خراب بشه و آخرش هم یا همرنگ همین جماعت بشیم یا بیمار و خسته دل یه گوشه بیافتیم... چرا تغییر و کندن گاهی اونقدر سخت میشه که به حقارتِ موندن در جایی که اندازه مون نیست و توش مچاله شدیم و روز به روز هم کوچیک و حقیرتر میشیم، تن می دیم اما حاضر نمی شیم به جای تحمل این سختی های بی فایده، سختی های تغییر به سمت چیزی که دوستش داریم رو به جون بخریم.

هرچند من توی این مدت، با کمال تأسف کم کم دارم دلیلش رو می فهمم: فقدان باور به خودمون و توانایی هامون ...

بهرحال امیدوارم سال جدید، حداقل برای شخص خودم، سالی باشه که توی پروازم به سمت خواسته هام، به توان بالهام اعتماد کنم نه به شاخه ای که روش نشستم ...

___________________________________________________________________________________________________

نمی خواستم بمونم و بجنگم، اما قصه ها طوری چیدمان شدند که مجبور شدم بمونم، بجنگم و اعاده ی حیثیت کنم ... هرچند نمی دونم این جنگ لازم بود و اصلا ارزشش رو داشت یا نه اما حتما بخشی از پروسه ی رشد و شاید هم شفای من بود ...

امیدوارم که دستاورد این جنگ برای من و زندگی م پر از خیر و برکت بوده باشه و امیدوارم که بعد از این طوفان، آرامش عظیمی حکمفرما بشه در زندگی کاری و شخصی من ...

___________________________________________________________________________________________________

در تصویر بزرگتر، سال خوبی رو برای همه ی آدمهای این مملکت و جهان پیرامون مون آرزو می کنم از درگاه عشق ...

حرفهای همیشه

Clicky

Clicky

B L O G F A . C O M

برچسب: نویسنده: ساناز طاهری تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 15:30

صفحه بندی