اردی بهشت 96
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
اردی بهشت 96 هم از راه رسید و چند روزی از عمرش میگذره ...xa0 هوا همچنان بهاری و البته به رسم چند بهار گذشته پریشون احواله ...xa0من با خودم در صلح نیستم ...xa0 کمی دیوانه، کمی بی حوصله و کمی از دست خودم عصبانیم ...xa0 شاید اینم از اثرات بهاره روی تار و پود وجود من ... کی میدونه؟ دو سه روز آینده باید ...
آخر هفته ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
هفته ی دوم اردی بهشت هم داره به پایان می رسه ...xa0 انگار نه انگار که همین چندر روز پیش در تکاپوی رسیدن سال نو بودیم ...xa0هوا الان خوب و اردی بهشتی هست و من خوشحالم ... البته آفتاب کمی داغ تر شده ... هرچند آفتاب فارس همیشه سوزندگی ش رو داره ...xa0 همون افتو جنگه دیگه ! ( اونایی که الان تونستن اینو ...
خبر آمد خبری در راهست ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
همیشه تغییر با موج مبهمی از ترس و دلهره و اینرسی همراهه ...xa0 سر یه دلخوری ساده یهو با عجله خودمو توی یه وادی انداختم که اگه جدی بشه ممکنه تغییرات عظیمی رو با خودش به همراه داشته باشه ... و بسیار خوشبینم که انشاءالله تغییرات مبارکی هم باشند ...xa0امیدوارم هرچیزی که در نهایت رقم میخوره به سمت رشد و ...
سکوت ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
نشستیم دور همدیگه و دلخوریا رو بازم ریختیم روی دایره ...xa0 از این قصه پریدیم روی قصه ی دیگه و همینطور الی الابد ...xa0خسته و کلافه و بی هیچ نتیجه ای از این همه حرف و حدیث، خوب که به ته همه چیز نگاه می کردیم فقط حجم دلخوریامون بیشتر و بیشتر شده بود ...xa0 حرف حرف میاره و اغلب بیشتر از آرامش منجر به ...
اولین قدم ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
هیچوقت از حس قربانی بودن خوشم نمیاد و استقبال نمی کنم ... گرچه می دونم که نمایش قربانی بودن و القاء اون به بقیه میتونه احساسات متفاوت و متضادی رو برانگیخته کنه ... و حس ترحم و دلسوزی ای که جلب می کنه میتونه نوازش کوتاه مدت خوبی باشه اما اینو هم خوب می دونم که اگه کسی به این قالب عادت کنه دیگه بیرون
سهمی از آرامش ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
بابت حضور خدایی که هست و حواسش به همه ی بنده هاش هست ممنونم ...xa0 ممنونم که آدمها پیامبرند و حرفهای خدا رو برای هم می برند ...xa0ممنونم که افتخار و فرصت اینو داشتم که یا بار دیگه طلوع خورشید رو ببینم و ناخودآگاه لبخند بشم و حالم خوب بشه و یخ تمام دلخوریها و گلایه های شب گذشته با اولین تلالو خورشید ...
جای کسی زندگی نکن ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
وقتی کسی رو زیاده از حد به خودت راه میدی باعث میشی بخشی از بار زندگی اون ناخواسته روی دوش تو بیفته ... وقتی به حریم کسی خیلی نزدیک میشی ناخواسته تمایل پیدا می کنی جای اون هم تصمیم بگیری ... اینطور میشه که به یه شکلی بخشی از زندگی خودت رو به اون میدی یا بخشی از زندگی اون رو تصرف می کنی ... خوب آخه ای
از همه توبه می کنم ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
بین تمام مظاهر ارتباطات مدرن و با وجود social network های جورواجور و رنگ وارنگ، خوب که فکر می کنم می بینم هنوز هم وبلاگ رو یه جور دیگه دوست دارم ... و وبلاگ نویسی خیلی برام خوشایندتره ... شاید چون وبلاگ نویسی از اون جریان سرعتی و اون ماراتن بی هدفی که توی social network ها تجربه می کنی فاصله داره و
قلب چوپون فکر نی بود ...
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 16:53
همکارم این رو برام فرستاد: کلبه ها فکر حصارن باغچه ها فکر بهارن باغبونا فکر بارنxa0 من به فکر قصه گفتنxa0 شب تو فکر راه نورهxa0 نور تو فکر بوف کورهxa0 خاک تو فکر ابر دورهxa0 من به فکر دل سپردن ...xa0 یعنی فقط اینو بگم اندازه ی یه سفر در زمان منو یه راست برد و نشوند توی خنکای زیر کولر یه بعدازظهر تاب...