ممنونم از تمام کسانی که به نوعی باعث میشن خاطرات فرو خفته ی پنهان در اعماق لایه های جان من بالا بیان و آشوب و تلاطم بپا کنند ...
اینطوری دارن بهم کمک می کنند که چیزهای ناخوشایندی که در لحظه، دفاعی جز سرکوب کردنشون نداشتم، به سطح بیان و بهم یادآور بشن که هستند و هنوز باید فکری به حالشون کرد ...
چون بغض های فروخفته به مراتب خطرناکتر از دردهای عریان هستند ... همون چیزهایی که ناخودآگاه آدمها رو به تصرف خودشون در میارن و کنترل رفتارهای غیر خودآگاه ما رو به دست می گیرن ...
و حضور این آدمها حتما بخشی از لطف کائنات در جهت شفای نقاط تاریک و آشفته ی درون ماست ...
برای همینه که تمام این آدمها رو در عین درد عمیقی که بهم تحمیل می کنند، باز هم می تونم دوست داشته باشم و سپاسگزار حضورشون باشم ... ![]()
_________________________________________________________
گاهی چیزهایی توی زندگی ما پیش میاد که بهترین راه تعامل باهاشون فقط سکوته ...
چون هیچ کلمه ای توان حمل و انتقال بار اون چیزها رو نداره ... و هر حرفی اضافه و بی مصرفه ...
تا کی آشوب اون لحظه ها فرو بشینه و بشه بخشی از قصه رو شفاف تماشا کرد ... ![]()
_________________________________________________________
فعلا فقط خسته م ...
همین ...
برچسب:
نویسنده: ساناز طاهری