
نظم جهان ...اگر منهم نباشم در جهان افسانه ای کمتردر چرخه ی نظم جهان، حتی اگر خیلی چیزها برای ما ناخوشایند هم باشه، اما چیزی خارج از این نظم اتفاق نمی افته و اگه بیافته حتماً این چرخه، راهی برای جبرانش رو پیش پای قصه ها میگذاره ... من در مسیر کاری ای که داشتم، اشتباهات متعددی داشتم عمدتاً هم از سر خوش خیالی و مهربانی ... و حس نوع دوستی و ... اما اگرچه خودم از بخشیدن و مهربانی خوشحال بودم، اما در این مسیر آدمهایی رو تجربه کردم که کاملا مغایر بودند با این تفکر من و درست از ناحیه ای که بهشون محبت و ...
ادامه مطلب
چرخ زمان اونقدر داره سریع می چرخه که احساس می کنم همین روزهاست که یهو از گردونه بی هوا پرت بشیم به ناکجاآباد ....اونقدر مرز بین خواب و بیداری و روز و شب و ماه و سال مبهم شده که واقعاً دیگه به سختی به یاد می سپارم که کدوم یک از اتفاقات رو توی خواب زندگی کردم و کدوماش رو توی بیداری ... قصه ها تند و تند و از پی هم دارند رد میشن و میرن ... همه چیز داره به نوبت و بی نوبت اتفاق می افته و توی این مرحله از سرعت، من گرچه که دارم ایفای نقش می کنم اما به شدت تماشاچی وار دارم در مرکز این سرعت به سکون نزدیک میشم ... چیزی شبیه رقص سماع مولانا ... خوابم و بیدار و بین خواب و بیداری هنوز همون دختربچه ای هستم که به تماشای جهان اومده ... ______________________________________________________________________حتی...
ادامه مطلب
باتمام دوستان دوردستي كه به نوعي بيش از بقيه درگير ماجراي كرونا بودند، حرف كه مي زديم، به اين نتيجه رسيديم كه در مقابل يه موضوع مشابه، رفتار همه ي آدمهاي دنيا تقريبا يه سمت و سو به خودش مي گيره ... ه...
ادامه مطلب
قابله های ذهن از زایش شعر خسته اندقابله های ذهن ...به جهان نمی آید این شعربر عرصه ی تنگِ این کاغذ،به دوش قلم نمی نشیند ....به جهان نمی آید این شعر...حروفِ از هم گریزانیکجا جمع نمی شوندتا انقراضِ نسل واژه ها...و شعر در نطفه جان می دهد...قابله های ذهن خسته اند ...خسته از شعرِ در پیله مُرده ...و این کاغذ سفیدکه تمام قصه رانگفته از بر است ...#لاله_برومندی98_نوشت...
ادامه مطلب
پذیرش دنیای بیرون از ما، مخصوصا وقتی گستره ی دنیامون محدود و کوچیک میشه، تبدیل به فاکتور خیلی مهمی توی زندگی مون میشه ...خانواده، فامیل، مدرسه، دانشگاه،محل کار و... همه ی اینها از همون ابتدای پروس...
ادامه مطلب