باران که می بارد تو اینجایی ... | بلاگ

باران که می بارد تو اینجایی ...

تعرفه تبلیغات در سایت
صبح شنبه باشه، هوا خوب و ملس و بارونی باشه با ابرای سیاه و خاکستری و اکسیژن فراوون ... 

هرچقدر هم حالت بد باشه، باز یه لبخند ناخودآگاه میاد و گوشه ی لبت جا خوش می کنه ... 

ممنونم بابت بارون، این صبح زیبا و یه روز دیگه که به سلامتی آغاز شده ... 

_______________________________________________

توی این یکی دو ماه اخیر با دیدن ماجراهایی که داره اتفاق می افته دارم کم کم به این نتیجه می رسم که مردن تو لزوما بر اساس خوبی یا بدی تو رقم نمی خوره. یعنی اگر آدم خوبی باشی حتما باعث نمیشه که مرگ راحتی داشته باشی یا بالعکس ... 

من دارم آدمایی رو می بینم که علیرغم معدل خوبی که در عملکردشون دارند، اما سرنوشتشون داره بدجوری نامهربونی می کنه باهاشون ... 

شاید هم این ظاهر ماجرا باشه ... پوسته ی دردناکی که من شاهدشم ... اما بهرحال این درد وجود داره ... هم برای اونا هم برای اطرافیان ... 

زندگی بیشتر از چیزی که فکرشو می کنیم غیرمنتظره و برنامه ریزی ناپذیره ... 

و این مفهوم از شش سال پیش برای من خیلی پررنگ شده ... و در ذات خودش اگرچه در بعضی زوایا چون باعث میشه کمتر به چیزهای اطراف دلبسته بشیم، رهایی بخشه  اما در نوع خودش دردناک هم هست چون همیشه در حالت تعلیقی ... و هیچ چیز نمی تونه تو رو اونقدر به خودش مشغول کنه که بر اساسش زندگی ت رو بچینی ... 

 _______________________________________________

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است

#خیام_نیشابوری

نوشته شده توسط نسیم  | لینک ثابت |

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30